تبلیغات
vampires - حرف های ویراستار

vampires

ویراستار، درباره کتاب های دارن شان می گوید!!(حتماً بخونین!)
قسمت اول_ حماسه دارن شان

درن شان یک نویسنده است که قصد داشت بیشتر برای بزرگسالان قلم بزند تا نوجوانان .
درن یک نسخه از سیرک عجایب رو که بصورت تفریحی و برای لذت خودش در یکی از تعصیلات تابستانه به قلم کشیده بود برام ایمیل کرد تا نظرم رو در موردش بدم و یک سری کارهای ویراستاری را اعمال کنم داستان بسیار جذاب بود مخصوصا این که درن سعی نکرده بود مانند دیگر نویسندگان یک شخص خارجی را قهرمان قرار دهد و از زبان آن داستان را به روایت بکشد. بلکه خودش رو قهرمان داستان کرده بود من همان موقع با اصرار زیاد من به درن او را ترغیب به چاپ کتاب کردم کتاب چاپ شد و در عرض 9ماه دو بار تجدید چاپ شد .همان موقع بود که درن شروع به نوشتن جلد های دیگر این مجموعه کرد و من هم دور را دور در برخی فصل ها برایش تغییراتی ایجاد میکردم، تا هیجان انگیز تر بشه تا اینکه در یکی از جلد ها که اگر اشتباه نکرده باشم کوهستان اشباح بود در یک فصلی که قرار بود قهرمان داستان در امتحان اشباح شرکت کنه و در یکی از مراحل این مسابقه باید قهرمان داستان از یک تونل پر از آب شنا کنان بیرون میامد، و در قسمتی از یک کانال به خارج از کوهستان اشباح میرفت. درن شاید تقریبا 12 بار این فصل رو پاکنویس کرد تا بتواند احساسات قهرمان داستان وتوصیف صحنه روبرای مخاطبش قابل تصور و درک بکنه. درن با من مشورت کرد و گفت : که واقعا داره به این نتیجه میرسه که این فصل رو حذف کنه ،من به درن پیشنهاد دادم که به استخر بره و سعی کنه همونجور که قرار قهرمان داستان توی آب شنا کنه او هم اینکار رو بکنه، درن تقریبا سه ساعت در استخر ماند تا وقتی که حس کرد حالا میتونه اون حسی رو که انتظارش رو داشت به قلم بکشه و مخاطب رو بیشتر جذب کنه.
و در قسمتی به پیشنهاد درن قرار بود ارباب شبح واره ها کوردا اسمالت باشه که من درن رو مجبور کردم یک ایده بهتری رو برای ارباب شبح واره ها به قلم بکشه، ایده ای که هیچکس انتظارش را ندارد یک ایده حیرت انگیز که اونم پیشنهاد داد شخصیت دوم یعنی استیو ارباب شبح واره ها باشه اما چیزی که خیلی معما شد، پایان حماسه درن شان بود که درن بجای اینکه قهرمان رو بکشه اون رو به بعد زمان برد و به شکلی دیگر باعث شد قهرمان کتاب به جلد اول برگردد و سرنوشت نا معلومی برای قهرمان پیش بیاید. که جدا اوج هنر قلم درن شان را به همه نشان داد. اگر دقت کنید در کتابهای درن شان رگه احساسی کمرنگی وجود دارد که در حماسه درن شان این رگ بوضوح از حاشیه به هسته داستان کشیده شد. که کمی داستان رو جذابتر و استرسی تر کرده بود ،قرار بود درن حماسه درن شان رو در دوسری به انتشار برسونه سری اول یک دوازده جلدی وسری دوم یک پنج جلدی اما گویا تصمیم گرفت کتاب رو با هاله ای از معما و سوال به پایان برسونه.
قسمت دوم _دیموناتا

کتاب دیموناتا واقعا جذاب بود اما چیزی که من رو جذب کرد خلق یک سبک جدبد تحریری بدست درن بود.
ببینید درن اول می خواست کتاب رو سوم شخص بنویسه. اما دوست نداشت یک همچین هسته موضوعی به این قشنگی با چند نقطه ضعف با مخاطب روبرو بشه. پس اومد از زبان هر شخصیت ماجرا را به تحریر کشید این واقعا ایده جالبی بود. ببنید الان شما وقتی کتاب رو میخونید به راحتی میتونید احساسات درن رو درک کنید چون شما خودتون رو جای تک تک شخصیت ها گذاشتین و درکش کردین و از همه مهمتر شما با سه دید از سه شخصیت به موضوع نگریستین، پس مطمئن دید کلی شما درست مانند نویسنده است .
دیموناتا خیلی کش دار شد مثلا اینکه دارن بیاد در مورد هر شخصیتش یک کتاب بنویسه بعدم برای هرکدامشان یک کتاب
ماجرا درست کنه کمی آزار دهندست هرچند تکه های پازل دیموناتا تا جلد ددمنش (جلد پنجم این مجموع) پیدا نشد ولی مثلا
جلد هفتم سایه مرگ ،محور اصلی رو دنبال میکرد اما جلد هشتم حاشیه بود یعنی فقط میخواست به نفرین مخوف گریدی ها اشاره کنه همین و علت برای ورود درویش و میرآ به دیموناتا ایجاد کنه همچنین شخصیت نیمه شیطان و نیمه انسان برانابوس را به ما نشون بده . جلد نهم که بسیار هیجان انگیزه تقریبا میشه گفت مقدمه برای هسته داستان و جلد دهم رو که دارن برای یه سری ویراستاری به من ایمیل کرد واقعا سرشار از هیجان و ترس بود طوری که به نظر خودم جذابترین اثر درن شان است.هرچند درن گفت خیلی دور از چشم نیست که دچار تغییراتی بشه اما پایان دیموناتا بر خلاف سرزمین اشباه نه معماست نه اصرار آمیز یک پایان که حتی کسی فکرشم نمیکنه.
درن رو که میشناسید همیشه عادتشه ضربه آخر درست جایی که انتظار نداری بهت بزنه.شاید دوست داشته باشین بدونین دیموناتا چجور خلق شد .
درن همیشه یک دفترچه یادداشت و یک خودکار همراهشه او معمولا توصیفات شخصیت هاش بهش الهام میشه.
در سال 2001 درن داشت سخت روی یک طرح جدید کار میکرد اما هرچه سعی میکرد نمیتونست چیزی وحشتناکی رو تصور کنه اونجا بود که دارن در حالی که داشت قهوه میخورد شخصیت لردلاس رو به قلم در آورد اما قصدا داشت اسمشتو بذار فری تینین گر اما بعد ها به این نتیجه رسید که باید اسم ها کوتاه و اصرار آمیز باشن که هم هیجان کتاب حفظ بشه هم مخاطب قادر به حفظ اسم شخصیت ها باشه که بعدها اونها رو از یاد نبره پس نام این ارباب شیطانی به لرد لاس تغییر یافت.
اما درن هیچوقت سعی نکرده شخصیت های وحشتانک کتابش رو بسازه یعنی مثلا در حماسه درن شان از اشباح و در دیموناتا از شیاطین استفاده کرده موجوداتی که قبلا شناخته شدن دارن باید یک موجوداتی رو خودش از تخیلش بوجود می آورد وجایگزین شیاطین میکرد من یک سه جلدی از سری اول دیموناتا به شکلی دیگر که در آن درن موجوداتی رو ساخته بود رو خوندم جدا جالب نبود از کسی مانند درن بعید بود که اینقدر توی خلق شخصیت های زشت بدتر از شیاطین فقیر باشه. میدونم متعجبین!
چیزی که واقعا مخاطب رو به سمت خودش می کشید هیجان داستان بود. ببنید شما چندبار این سه قهرمان با مرگ روبرو شدند اما هر با با کمک برانابوس نجات می یافتند.
توصیف صحنه خوب دارن و بیان بی آلایش احساسات شخصیتهاش باعث هیجان و جذابیت داستان میشه. شاید وقتی جلد ده رو خواننده بخونه هنر نویسندگی دارن رو ستایش کنه.
درن خیلی مردمی نیست مثلا توی تورهای کاریش بیشتر به کشور های اورپایی و امریکایی میره که این برای یک نویسنده وجه بدی داره مثلا من چند روز پیش داشتم با موتورهای جستجوگر ا
آسیا به دنبال سایت طرفدارن دارن شان میگشتم و جدا تعجب کرد چون کسانی با زبانی بیگانه اینقدر خوب توانستند عمق مطلب دارن رو درک کنن. و طرفدارش هم باشن من سایت طرفدارن دارن شان رو در چند کشور آسیا از جمله ژاپن ، ایران و عربستان دیدم،اما چندین بار با درن صحبت کردم که از طریقه مکاتبه با انتشارتی که کتابهایش را در این کشورها چاپ کردند اجازه ورود به کشورها رو بگیره و یک همایش رو برگذار کنه تا طرفدارن اسیایی هم بتوانند با درن از نزدیک روبرو شوند بتوانند سوالاتی از دارن بپرسن. اما دارن بخاطر مسائل سیاسی این حرف من را نپذیرفت! دارن باید بدونه که سیاست با نویسندگی کاری نداری یعنی یک نویسنده هرچی مردمی تر باشه بیشتر دوستش دارن .

نوشته شده در پنجشنبه 27 مرداد 1390 ساعت 06:25 ب.ظ توسط darren shan |نظرات |